السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
501
سيره معصومان ( فارسي )
كسانى كه از كوفه قدم بيرون نهادند ، دوازده هزار و يك تن بود . البته احتمال دارد تعدادى كه در بالا ذكر شد با حسن ( ع ) بيرون رفته و باقى پس از وى روانه شدهاند . طبرى در روايت خود گويد : عمر از ابو الحسن از ابو مخنف از جابر از شعبى از ابو طفيل روايت كرده است كه گفت : على ( ع ) فرمود : از كوفه دوازده هزار و يك تن به شما مىپيوندند . من در دهانهء ذى قار نشستم و كسانى را كه از كوفه به ما پيوستند بر شمردم ، نه يك تن كم بود و نه يك تن زياد . طبرى گويد : چون كوفيان به ذى قار رسيدند ، على ( ع ) به همراه عدهاى از ياران خود و از جمله ابن عباس به استقبال آنان رفت و به ايشان خوشامد گفت و فرمود : « اى مردم كوفه شما با شاهان عجم پيكار كرديد و صفوف آنان را درهم شكستيد ، تا آنجا كه ميراث آنان به شما رسيد . شما ناحيهء خود را محافظت كرديد و مردمان را بر ضد دشمنانشان يارى رسانديد . من اينك شما را فرا خواندم تا با ما شاهد برادران بصرى خود باشيد . اگر آنان دست از نبرد شستند ، اين همان چيزى است كه ما مىخواهيم و اگر لجاجت نشان دادند با آن مدارا مىكنيم تا آنكه خود بناى ستمگرى آغاز كنند و ما كارى را كه باعث صلاح باشد بر كارى كه موجب تباهى شود ، ترجيح مىدهيم . ان شاء اللّه » . شيخ مفيد در ارشاد گويد : عبد الحميد بن عمران عجلى از سلمة بن كهيل روايت كرد : وقتى مردم كوفه در ذى قار با امير المؤمنين ( ع ) روبهرو شدند به آن حضرت خوشامد گفتند و آنگاه عرض كردند : خداى را سپاس كه ما را به همسايگى تو مخصوص و به يارى دادن تو گرامى داشت . سپس امير المؤمنين ( ع ) در ميان آنان به سخنرانى ايستاد و خداى را حمد و ثنا گفت و فرمود : « اى مردم كوفه شما به خاطر سهمى كه در اسلام داريد از گرامىترين مسلمانان هستيد و در برخوردارى از ساز و برگ جنگى از نيكوترين آنهاييد . شما در محبت به پيامبر ( ص ) و خاندانش ( ع ) سختترين اعراب هستيد . من پس از اتكال به خداوند ، به خاطر اعتمادى كه به شما داشتم به نزدتان آمدم . زيرا شما جانتان را در راه من بذل كرديد آن هم در زمانى كه طلحه و زبير بيعت خود را نقض كردند و از اطاعت من خوددارى كردند و براى ايجاد آشوب و فتنه به عايشه روى آوردند و آن زن را از خانهاش بيرون كشيده به بصرهاش بردند و اوباش و فرومايگان ، بصره را به گمراهى كشيدند . البته به من خبر دادهاند كه فرزانگان و نيكوكاران بصره ، دامان خود را از اين آشوبها بر كنار داشته و آنچه را كه طلحه و زبير پيش آوردند ، ناپسند شمردهاند . » پس اهل كوفه گفتند : « ما تو را بر ضد دشمنانت يارى مىدهيم . اگر ما را به چند برابر ايشان فرا بخوانى ، همهء آن را به فال نيك مىگيريم و بدان اميد مىبنديم . » پس امير المؤمنين ( ع ) در حق آنان دعا كرد و ايشان را ستود و فرمود : اى مسلمانان ! دانستيد كه طلحه و زبير به دلخواه خود و از روى ميل و رغبت و نه به اجبار ، با من